عنوان محصول :

بررسی رابطه بین سبک های فرزندپروری و پرخاشگری در کودکان 7-3 ساله


(تعداد رای: 14)

در صورتی که مایل به خرید این محصول هستید ابتدا باید آن را به سبد خرید اضافه کنید
# این محصول به صورت فایل می باشد و پس از پرداخت موفق توسط شما لینک دانلود به ایمیل شما ارسال میگردد .
# در صورتی که دارای ایمیل شخصی نمیباشید لینک دانلود در قسمت دانلود فروشگاه قرار میگیرد .
# این محصول پس از پرداخت موفق طی حداقل 30 دقیقه و حداکثر 10 ساعت آینده طبق فهرست ذیل ارسال میگردد .
قیمت: ۳۰,۶۰۰ تومان
موجود در انبار: بله

تعداد صفحات: 153 صفحه
نوع فایل ارسالی:

فهرست مطالب

چکیده 
فصل اول: کلیات پژوهش
عنوان 2
بیان مسئله  4
اهمیت و ضرورت پژوهش  5
هدف پژوهش  7
سؤال پژوهش  7
فرضیه های پژوهش  7
چارچوب نظری پژوهش  8
روش تحقیق  9
متغیرهای پژوهش  10
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها  10

فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه پژوهش
ادبیات نظری  15
پیشینه پژوهش  92

فصل سوم: روش تحقیق
نوع پژوهش  105
شیوه اجرای پژوهش  105
ابزار گردآوری اطلاعات  107
جامعه آماری  110
حجم نمونه  111
شیوه نمونه گیری  111
شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات  112

فصل چهارم: یافته ها و نتایج
الف) تجزیه و تحلیل توصیفی  115
ب) تجزیه و تحلیل استنباطی  123

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری  127
محدودیت های پژوهش  129
پیشنهادات پژوهشی  131
پیشنهادات کاربردی  132
منابع و مأخذ
منابع فارسی  134
منابع لاتین  139
پیوست ها و ضمائم
پیوست ها و ضمائم  142


فهرست جداول
جدول 1-2- تغییر در مراحل رشد روانی و شیوه های فرزندپروری  16
جدول 2-2: الگوهای چهارگانه شیوه های فرزندپروری  27
جدول 3-2: برخی اختلالات DSM-IV که با پرخاشگری مربوطند  59
جدول 3-2: برخی اختلالات DSM-IV که با پرخاشگری مربوطند 59
جدول شماره 1-4: بررسی وضعیت متغیر «جنسیت» در نمونه مورد بررسی 115
جدول شماره 2-4: بررسی وضعیت متغیر «جنسیت» در نمونه مورد بررسی . 116
جدول شماره 3-4: بررسی وضعیت متغیر «تحصیلات» در نمونه مورد بررسی
جدول 4-4: توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری والدین بر تحصیلات آنان 118
جدول 5-4: توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری در نمونه مورد بررسی  119
جدول 6-4: توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری والدین بر حسب پرخاشگری کودکان 120
جدول 6-4: توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری والدین بر حسب پرخاشگری کودکان  121
جدول شماره 8-4: شاخص های آماری متغیر پرخاشگری در کودکان نمونه مورد بررسی  122
جدول9-4: نتایج مجذور کای در مورد فرضیه پژوهش  123
جدول 10-4: مقایسه متغیر «پرخاشگری» در دو گروه دختران و پسران 7-3 ساله  124


فهرست نمودارها
نمودار1-4: نمودار جنسیت در نمونه مورد بررسی (پرخاشگری)  115
نمودار2-4: نمودار جنسیت در نمونه مورد بررسی (سبک های فرزندپروری)  116
نمودار 4-4: نمودار توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری در نمونه مورد بررسی  117
نمودار 4-4: نمودار توزیع فراوانی سبک های فرزندپروری در نمونه مورد بررسی  119
نمودار5-4: نمودار مقایسه میانگین سن در نمونه مورد بررسی 121
نمودار5-4: نمودار مقایسه میانگین سن در نمونه مورد بررسی  122
فصل اول
کلیات پژوهش

 

چکیده
پژوهش حاضر با عنوان بررسی رابطه ی بین شیوه های فرزندپروی والدین و پرخاشگری کودکان 7-3 ساله بر روی 30 نفر از کودکان شهرستان ساوجبلاغ انجام شد.
این پژوهش به روش طرح های همبستگی در سال 1389 انجام گرفت. نمونه های مورد پژوهش 30 نفر از کودکان شهرستان ساوجبلاغ بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه اقتدار والدین و همچنین آزمون DAP بود و داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، آزمون خی دو و آزمون t برای دو گروه مستقل، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها نشان داد که بین شیوه فرزندپروی والدین و پرخاشگری کودکان 7-3 ساله در سطح (10/0= ) رابطه معنی دار آماری وجود ندارد (358/0=P). هر چند که یافته ها نشان داد که میان پرخاشگری دختران و پسران تفاوت وجود دارد و میانگین پرخاشگری دختران بالاتر از پسران اما با در نظر گرفتن نتایج حاصله در فصل چهارم، نتیجه گرفته شد که بین پرخاشگری دختران و پسران 7-3 ساله در سطح (05/0= ) تفاوت معناداری آماری وجود ندارد (906/0=P).
کلید واژه ها: شیوه های فرزندپروری، پرخاشگری.

مقدمه
به طور سنتی با کودکان طوری رفتار می شد که گویی آنها دارای اهمیت نیستند و نظرشان ارزش گوش کردن ندارد. فرزندان مطیع خانواده بودند و تحت نظارت شدید آنها به سر می بردند.
اما امروزه فرزندان از سوی والدین بسیار مهم تلقی شده و به عنوان شخصی کامل به حساب می آیند. اگرچه امروزه اقتدار والدین به فرزندان حفظ شده ولی نظارت آنها به انعطاف گراییده است (قنادان، 1383).
با توجه به تحقیقات انجام شده معلوم شده که فرزندپروری دو جنبه گسترده دارد:
جنبه اول: پرتوقع بودن.
بعضی از والدین معیارهای عالی برای فرزندان خود دارند و از آنها توقع دارند تا این معیارها را برآورده سازند. برخلاف این دسته از والدین، والدین دیگری هستند که توقع کمی از فرزندان خود دارند.
جنبه دوم: پاسخدهی است.
برخی از والدین نسبت به فرزندان خود پذیرا هستند و به درخواستهای آنها پاسخ می دهند. آنها معمولاً با فرزندانشان به بحث آزاد می پردزاند و در مقابل بعضی از والدین هم، طرد کننده و بی اعتنا هستند (قنادان، 1384).
حال که مهمترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟ قدری تأمل برانگیز است. طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرت های رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرآیند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و مؤثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بقای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (ماسن و همکاران، 1996).
روی هم رفته والدینی خوب هستند که سعی در شناخت نیازهای جسمانی، عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اقتصادی فرزندانشان داشته باشند و با در نظر گرفتن شرایط و نیز جوانب و عواقب آن به رفع آن نیازها بپردازند و با مراجعه به متخصصین امر و مطالعه آثار دانشمندان در زمینه های مربوط به تربیت کودکان بهترین روشها را برای تربیت فرزندانشان برگزینند و در پرورش شخصیت آنان تلاش نمایند (شریعتمداری، 1370).
انسان موجودی سلطه طلب و خطرناک است. این موجود از ترکیب توانایی های ذهنی و تناسب عضلانی و چالاکی توانسته است با مهارت اما بی رحمی به چنین مرتبتی از قدرت دست یابد. اما حتی همین ویژگی ها به تنهایی ضامن استیلا و بقای او نیستند، در ورای همه ی این ها نیرویی عظیم و پویا نهفته است که او را به رقابت و پیروزی و موفقیت سوق می دهد. هرگاه سدی در برابر این نیروها قرار گیرد و یا جریان آن به نحوی مختل شود، این نیروی نهفته به جای آنکه تحلیل برود، وسعت می یابد و تقویت می گردد. نتیجه ی این تقویت، خشم است. متأسفانه در حالیکه نیروی نهفته در رفتار خشمگینانه، ضامن رقابت انسان با جهان پیرامونش است و او را از کناره گیری و انزوا برحذر می کند اما ریشه در سیر تکاملی گذشته ی ما دارد و با توانایی های ارزشمند ذهنی ما بی ارتباط است به همین دلیل نیز وقتی خشم عرصه ی تاخت و تاز می یابد، عقل سلیم ، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود.
خشم می تواند سازنده و یا مخرب باشد. دکتر روان شناس آنتونی استور یادآوری می کند که خشم سرکوب شده، می تواند به شکل افسردگی، تنش و یا بیماری های جسمی تظاهر کند.